آلفاباکس



دانه ی هفتم

بـِ

دلم گرفته بود برای اینکه این قدر عوض شده ای ... اما  آن قدر مشغول تو بودم که نفهمیدم چقدر خودم عوض شده ام ...

باید برگردم ! همه ی راهی را که این چند مدت به اشتباه آمده ام . نه که تقصیر تو باشد ! اما باید برگردم به جایی حوالی آن روز هایی که هنوز نبودی ؛ این بار تو را جا بگذارم ، و با سرعت در همان راه قبلی دور شوم از تو و آن چه که مرا از خودم دور کرده است . شاید اینطور با یک تیر دو نشان بزنم .

-  دلم برای خودم تنگ است ...

پـِ نون : شرمنده می شوم وقتی در اوج بی هوا بودن هایم ، باز هم هوایم را داری . ممنونم .

چهارم دی


منبع این نوشته : منبع
باید برگردم